رابطه بین ابعاد مدیریت دانش

 

 و میزان خلاقیت کارکنان

 

 

عصر حاضر،عصر تغییرات شتابزا، عدم اطمینان نسبت به آینده و نبود اطلاعات در دسترس و کافی جهت تصمیم گیری برای مدیران است (رضائیان،1381،ص15).در چنین شرایطی ساز مان هایی برنده و کامیاب هستند که ضمن کسب دانش و آگاهی وسیع از عوامل محیطی، حفظ بقاء و حیات خود، زمینه رشد و پویایی و خلاقیت در سازمان را بهبود و ارتقاء بخشند.

یکی از راه های تحقق این امر مقوله مدیریت دانش است (Cullen,2001,p1190) .مدیریت دانش به دو دلیل اساسی مورد استفاده سازمان ها قرار می گیرد: نخست آنکه این فرآیند افزایش خلاقیت و نوآوری را به دنبال خود دارد و دیگر اینکه از بیرون رفتن دانش با کناره گیری و یا بازنشستگی کارکنان جلوگیری می نماید . (liebowtiz,2001,p2) ساختن محیطی خلاق و افزایش شایستگی و قابلیت منابع انسانی لازمه ایجاد هر سازمان خلاق و نوآوری است که هر عضو آن به دنبال یافتن اطلاع از نیاز برای تغییر و کسب اطلاعات و دانش لازم، ارائه ایده مناسب و بکارگیری آن ایده در عمل، برای تطبیق دادن خود و سازمان با تغییرات ایجاد شده در محیط خارجی است.

مدیریت دانش بستری فراهم می کند که در آن کسب اطلاعات و دانش و به اشتراک گذاشتن آن در سرتاسر سازمان نهادینه می شود و زمینه را برای ایجاد سازمانی خلاق و نوآور فراهم می سازد (ابراهیم زاده،1384،ص2). مدیرت دانش به عنوان یک راهبرد آگاهانه به توسعه، ذخیره، بازیابی و توزیع اطلاعات و تجربه درون یک سازمان به منظور ایجاد خلاقیت در سازمان می پردازد. به عقیده نواناکا1995 هدایت دانش فردی در راستای اهداف سازمانی مستلزم ایجاد محیطی مبتنی بر تشریک دانش، تحول و تعامل بین اعضاء می باشد، بنابر اظهار آنان، مؤفقیت هر سازمانی مستلزم درگیر شدن همه ی کارکنان در اجرای آن است. (رجائی پور و رحیمی، 1387،ص74).

 

در صورت تمایل می توانید برای آگاهی از شریط و چگونگی دریافت کامل مطالب با آدرس ایمیل های :

  j.payandanh@gmail  

 یا   mohandesimodiriat@gmail.com

 یا   mohandesimodiriat@yahoo.com  

 یا سایت www.andisheh-novin.ir         

 مراجعه فرمایید یا با شماره تلفن: 3245395-0131تماس بگیرید.