دانش اهرمی موثر برای افزايش بهره وري
در سازمانهاي آموزشي
مديريت دانش در بيشتر سازمانها هنوز در مرحله ابتدايي خود مي باشد. و اين در حالي است كه مديريت داده و مديريت اطلاعات كانون تحقيقات قابل توجه اي را در حوزه سيستم هاي اطلاعات به خود اختصاص داده است. مديريت دانش يه طور فزآينده اي يك فعاليت داد و ستد تفكيك ناپذير براي بيشتر سازمان ها مي باشد[Grover and Divennport,2001]. آگاهي مديران از ارزش سرمايه هاي فكري، ذهن آنها را متوجه راه هاي آزاد سازي اين ظرفيت ها و توانايي هاي پرقدرت كرده است؛ به گونه اي كه نوناكا و ديگران (2001) اذعان نموده اند كه دانش سازماني، منبع عمده كسب مزيت رقابتي پايدار است. پيتر دراكر، نخستين كسي بود كه بيش از 25 سال قبل توجه عموم را به اين موضوع جلب كرد و از آن زمان تاكنون ساير متفكران امور مديريتي و شركت هاي پيشرو و متعالي در اين زمينه گام برداشته اند [مک دانلد ،1381].
مطالعه و بررسي سير تكاملي مديريت دانش از گذشته تاكنون، نشان دهنده تغييراتي در نوع و نحوه تفكر بشر است. روزي پول، ثروت و دارايي هاي مادي نوعي قدرت محسوب مي شد، اما در عصر حاضر داشتن فكر فلسفي، انديشه نو و نحوه بكارگيري آن در مسير درست. روزي فقط خروجي و كميت اهميت داشت اما امروزه منابع انساني داخل مجموعه، مديران، معلمان، دانش آموزان و كيفيت يادگيري يادگيرندگان. در دنياي كه رقابت بين سازمان ها بسيار فشرده است بكارگيري ابزارهاي مديريتي و فن آوري پيشرفته و نوين شرط اساسي موفقيت يك سازمان ازجمله يك سازمان آموزشي مي باشد. سازمان هاي آموزشي به دليل سروكار داشتن با رشد و تحول انسان ها از پوياترين سازمان ها محسوب مي شوند. تحول تغيير نيز از خصوصيات بارز عصر كنوني است. براي سازگاري سازمان ها با تغييرات و تحولات جهاني و حفظ بقاي آنها آموزش مهارت ها و دانش به كاركنان ضروري است[بهرنگی،1380]. كه رسيدن به اين امر جزء با داشتن مديري كه داراي ذهن فلسفي و آگاه به دانش روز است امكان پذير نيست.
تعريف مديريت دانش(Knowledge Management )
بيشتر نويسندگان اظهار داشته اند كه ما نه يك درك درست از سازمان يادگيرنده داريم و نه يك فهم صحيح از مفهوم مديريت دانش[Loermans,2002]. اگر در عزم خود براي مديريت دانش جدي باشيم، بايستي دقيقاً معني آن را روشن كنيم. فقدان يك توافق كلي در ارائه مشخص از اين مفهوم به ايجاد آشفتگي هاي منجر شده است كه در مطالعات مختلفي كه در اين زمينه انجام گرفت به خوبي انعكاس يافته است.
بنابراين، به منظور درك بهتر مفهوم مديريت دانش بايد ابتدا به بررسي مفاهيم داده (Data)، اطلاعات (Information)، دانش (Knowledge)، خرد (Wisdom) و تفاوت و ارتباط ميان آنها بپردازيم. اصطلاحات اطلاعات و داده، اغلب به جاي كلمه دانش به كار برده مي شوند. اما در واقع آنها مفاهيم متفاوتي دارند و درك تفاوت آنها براي انجام يك كار دانش محور بسيار مهم و حياتي است.
داده
به معناي واقعيتی از موقعيت است. داده ها به صورت خام هستند كه بدون ارائه توضيحات فاقد هر گونه برداشتي مي باشند. داده ها منعكس كننده تعاملات و مبادلات كامل و واحد و منسجمي هستند كه تحت عنوان جزء ناچيز از آنها ياد مي شود. اين اجزاء در پايگاههاي داده ها ذخيره و مديريت مي شوند.
اطلاعات
افزودن تحليل و تفسير به داده ها و مشخص نمودن ارتباطات آنها به يكديگر باعث بوجود آمدن اطلاعات مي گردد. به عبارتي اطلاعات شامل داده هاي خلاصه شده اي است كه گروه بندي، ذخيره، پالايش، سازماندهي و تحليل شده اند تا بيانگر موقعيت خاصي باشند. تجزيه و تحليل اطلاعات منجر به اتخاذ تصميم مي گردد.
دانش
عبارت است از:
• قدرتي براي عمل و تصميم گيري(Kanter,1993)
• اطلاعاتي كه مورد اعتبار بوده و گمان مي رود كه درست است (Vance,1997)
• افزودن درك و حافظه به اطلاعات و خلاصه سازي هر چه بيشتر اطلاعات اوليه (بقايي نيا،1386)
در واقع دانش به منزله بينش حاصل از اطلاعات و داده ها مي باشد. دانش كمك مي كند تا اطلاعات مفيد جمع آوري و اطلاعات ناخواسته حذف گردند.
خِرد
كاربرد دانش يا به عبارتي ديگر بكارگيري دانش به منظور رسيدن به اهداف سازماني را خرد گويند. با توجه به تعاريف و مفاهيم فوق مي توان شكل ذيل را ترسيم كرد. داده ها در پايين ترين سطح و خرد در رأس شكل قرار دارد. با وجود اختلاف نظرهای در جزئیات شکل به صورت کلی وفاق عمومي درباره حركت و تركيب كل شكل وجود دارد.
در صورت تمایل می توانید برای آگاهی از شریط و چگونگی دریافت کامل مطالب با آدرس ایمیل های :
یا mohandesimodiriat@gmail.com
یا mohandesimodiriat@yahoo.com
یا سایت www.andisheh-novin.ir
مراجعه فرمایید یا با شماره تلفن: 3245395-0131تماس بگیرید.